تبليغاتX
فناوري موشكي

فناوري موشكي

موشک های ساخته شده در ایران و جهان

روش های شناسایی و مقابله با موشک کروز

مقدمه

موشک کروز که اسم خود را از تعریف پرواز کروز برای هواپیما گرفته است به موشکی گفته می شود که بیشتر مسیر خود را در حالت پایدار و نزدیک به زمین طی میکند . . چنین موشکی توانایی بالایی در حمل سرجنگی سنگین برای حمله به اهداف زمینی داشته و یکی از تسلیحات مهم و راهبردی بسیاری از ارتش های جهان است . . موشک کروز یک موشک برد بلند با توانایی پرواز در ارتفاع پایین است . این گونه موشکها معمولا از پیشرانش جت برای پرواز استفاده میکنندکه به موشک اجازه میدهد به صورت ممتد و در مدت زمان طولانی پرواز کند . از نقطه نظر پیشرانه و تولید نیروی برآ این موشک شباهت بسیار زیادی با هواپیما داشته و میتوان ان را هواپیمای بدونه خلبانی نامید که هدف اصلی از طراحی و ساخت ان حمل سرجنگی های معمولی یا حتی هسته ای با قدرت نابودی بالا در فاصله طولانی است .

موشک های کروز جدید معمولا با سرعت فروصوت مشابه هواپیماهای بدون خلبان و در ارتفاع پایین پرواز میکنند . همین امر شناسایی و نابودی انها با سامانه های شناسایی عادی چون رادار و پدافندی عادی را مشکل می سازد . به همین دلیل بسیاری از کشورها برای ساختن ابزارهایی که توانایی مقابله با این موشکها را داشته اند تلاش میکنند . با توجه به توانایی این موشکها در شناسایی و نابودی اهداف خاص و تعیین کننده نظامی عمل کردن و یا جلوگیری از کارکرد حتی یک موشک کروز میتواند در نتیجه نبرد تاثیر فراوانی ایجاد کند . در بسیاری موارد برای مقابله با یک سلاح میتوان از نقاط قوت ان استفاده کرد. . در واقع نقطه قوت سلاح در عین حال نقطه ضعف ان سلاح دانسته می شود . موشک کروز نیز از این قاعده مستثنی نیست . با شناخت کامل روشهایی که موشک کروز برای ناوبری و هدایت استفاده میکند میتوان روشهایی برای مقابله با ان جستجو کرد .

روش های شناسایی و رهگیری موشک کروز

موشکهای کروز همانند هر وسیله پرنده توسط رادارهای معمولی قابل رهگیری است البته به دلیل جثه کوچک و مشخصات پروازی که در ارتفاع کم و با سرعت زیاد پرواز میکند ردیابی ان اندکی سخت تر است . موشک های کروزی که در طول جنگ جهانی اول و بعد از آن ساخته شده اند نسل اولیه این موشک ها را تشکیل می دهند. و تا حدود 70 درصد تلفات داشتند . آسیب پذیری انها در درجه اول به خاطر مسیر مستقیم انها بود که باعث می شد که این موشک ها به راحتی توسط رادارها شناسایی و توسط پدافند هوایی مورد هدف قرار گیرند . در ان زمان سرعت این موشک ها از هواپیماهای جنگنده به مراتب کمتر بود و یک هواپیمای جنگنده میتوانست انها را به راحتی نابود سازد . در حال حاضر با پیشرفتهایی که در طراحی و تولید این گونه موشک ها صورت گرفته میتوانیم موشک کروز را پرنده ای در نظر بگیریم که در ارتفاع پروازی شامل یک دهم ارتفاع پروازی موشک وی -1 ( نخستین موشک کروز) پرواز میکند .در عین حال برای کم شدن احتمال ردیابی توسط رادار در سالهای اخیر سعی شده است که در طراحی این موشکها کم شدن سطح مقطع راداری مورد توجه قرار گرفته است . همچنین از مواد جاذب امواج رادار نیز استفاده شده است که امواج راداری را منعکس نمیکنند . در موشک های کروز امروزی سطح مقطع راداری در حد یک صدم متر مربع است که بسیار کم می باشد . .همین باعث شده که ردیابی موشک های کروز جدید توسط رادارها به سختی صورت گیرد . نابود کردن موشک کروزتوسط یک سامانه پدافندی سه مرحله ای صورت می گیرد .

سامانه پدافند سه مرحله ای
 
این سامانه از سه مرحله به شرح زیر تشکیل یافته است
مرحله اول : آشکارسازی و شناسایی هدف
مرحله دوم :رهگیری و قفل بر روی موشک کروز
مرحله سوم : نابود سازی با اتش کردن بر روی موشک

در مورد موشک کروز ، مهمترین مرحله اشکارسازی است . زیرا افزون بر یک سطح مقطع کم راداری بیشتر موشکهای کروزی که ساخته میشوند برای نیروی محرکه خود از موتورهای جت توربوفن معمولی استفاده می کنند . که گرمای کمی تولید میکند . در نتیجه آمکان اشکارسازی آنها با استفاده از حسگرهای حرارتی بسیار کم است . حتی اگر در فواصل کوتاه بتوان حرارت منتشر شده از موتور را با کمک حسگر های فروسرخ تشخیص داد. به دلیل سرعت موشک کروز در برد و ارتفاع کم امکان نشان دادن واکنش برای بسیاری از پایگاههای پدافندی وجود ندارد.

برای آشکارسازی یکموشک کروز باید از راداری در ارتفاع بالا و یا راداری که در ماورای افق در حال پرواز باشد (همچون هواپیمای) اواکس استفاده کرد. . چنین راداری باید برد زیادی داشته باشدو بتواند موشک کروزی را که در ارتفاع کم پرواز میکند و در خط دید رادار زمینی نیست شناسایی کرده و اطلاعالت آن را به ایستگاه پدافند زمینی ارسال کند تا آمادگی لازم برای اقدامات پدافندی صورت گیرد . چنین راداری میتواند موشکهای کروزی که سطح مقطع راداری پایینی را دارد شناسایی کند. راداری که برای شناسایی موشک کروز مورد استفاده قرار میگیرد باید یک رادار رزونانس باند فرکانس بالا باشد (رادار وی اچ اف ) که فرکانس ان بین 30 تا 300 مگا هرتز باشد .

روش های مقابله

در سالهای اخیر موشک های کروز از مهمترین تسلیهات مورد استفاده توسط ارتش امریکا و دیگر ارتش های بزرگ دنیا بوده است . مقابله با موشک کروز و بررسی روشهایی که بتوان با استفاده از ان موشک کروز مهاجم را نابود کرده و یا از کار انداخت برای ایجاد یک سامانه پدافندی حیاتی است . به طور کلی روشهایی که با استفاده از ان میتوان با موشک کروز مقابله کرد به دو دسته کلی تقسیم می شوند.
روش اول : در این روش موشک تحت عنوان پرنده مهاجم مورد حمله قرار میگیرد ( روش سخت )
روش دوم :در این روش موشک تحت عنوان یک سامانه الکترونیکی هدف اختلالات راداری قرار میگیرد. (روش نرم )

روشهای سخت

نخستین راهی که برای مقابله با موشک کروز به نظر می رسد نابود سازی ان با استفاده از تسلیحات معمولی چون توپخانه ضدهوایی و یا مسلسلهای با کالیبر زیاد است . چنین تسلیحاتی باید بتوانند به طور خودکار هدف را جستجو و شناسایی و تعقیب کنند و در موقعیت مناسب با گشودن آتش به سمت ان موشک را به صورت کامل منهدم کنند. در عین حال باید بتوانند پرنده مهاجم را از پرنده خودی تشخیص دهند . سلاح 20 میلیمتری خودکار ام کا 15 فالاکس که برای مقابله با اجسام پرنده مهاجمی که به سمت کشتی می ایند ساخته و طراحی شده است . چند قبضه از این سلاح میتواند در نقاط مختلف و حساس یک ناو جنگی نصب شود . در صورت نزدیک شدن موشک کروز و یا هواپیما رادار جستجوگر اطمینان می یابد که هواپیما و یا موشک نزدیک شونده مهاجم است ، سپس رادار رهگیری مسیر اصلی ان را تشخیص داده و با رسیدن موشک به یک فاصله معین شلیک به سوی ان آغاز میشود . . با شروع مرحله نابود سازی پرنده مهاجم مسلسل چرخان این اسلحه درهر دقیقه بین 3000 تا 4500 گلوله 20 میلیمتری حاوی تنگستن و یا اورانیوم ضعیف شده به سمت هدف پرنده شلیک کرده و تا نابودی کامل هدف شلیک را ادامه میدهد. برای مقابله با موشکهای کروز همچنین میتوان از موشکهای پدافندی نیز استفاده کرد.

تفنگ 20 میلیمتری ام کا 15 فالاکس و اجزای ان در سال 1996 یک موشک کروز را با استفاده از سامانه موشکی مزمین به هوای پاتریوت متصل به ان مورد اصابت قرار داد که حاکی از امکان استفاده از موشکهای زمین به هوا ی تاکتیکی بر علیه موشکهای کروز مهاجم بود . موشک پاتریوت یک موشک زمین به هوای قدرتمند ساخت امریکاست که تا کنون در سه نسخه مختلف ساخته شده است . آخرین نسخه آن با سه ماخ سرعت دارای 15 کیلومتر برد است و میتواند با استفاده از فیوزهای مجاورتی و یا ضربه ای هدف را نابود کند . در اخرین ویرایش این موشک با تواناییهای پیشرفته از فناوری جدیدی همانند سر راداری پیشرفته و بدنه کامپوزیتی جدید استفاده شده است . افزون بر پاتریوت به طور مشخص میتوان به سامانه موشکی تور ام یک اشاره کرد که توانایی درگیری با موشکهای کروز را دارد.


روشهاي نرم 

روش دیگری که برای مقابله با موشکهای کروز مورد استفاده قرار میگیرد و بیشتر مبتنی بر عدم درگیری فیزیکی با موشک کروز و گمراه کردن و یا اختلال در نحوه کارکرد ان است این روش ها را میتوان تحت عنوان روش های نرم طبقه بندی کرد.

جنگ الکترونیک

بیشتر موشکهای کروز از سامانه موقعیت یابی جهانی برای ناوبری استفاده میکنند . می توان از همین مشخصه برای گمراه کردن موشک کروز استفاده کردو با ایجاد اختلال از امواجی که از طریق ماهواره ها صادر می شود موشک را گمراه کردو یا به آن آدرس غلط داد. . ماهواره های جی پی اس سیگنالهای خود را در دوباند ماکروویو ویا فرکانسهای باند ال ارسال میکنند . به دو طریق میتوان در این سیگنالها ایجاد اختلال کرد.

یکی از طریق اخلال گرهای باند پهن که بدون توجه به محتوای اطلاعات بر روی اطلاعات ارسالی پارازیت ایجاد میکنند و به انها اخلالگرهای غیر هوشمند گویند. و دیگری باتوجه به سیگنالی که به گیرنده ارسال می شود موقعیت نادرستی را به گیرنده ارسال میکنند. در این روش گیرنده اطلاعات خطادارو یا پارازیت در سامانه تشخیص خود را مشاهده نمی کند. ولی موقعیتی که به آن داده شده غلط بوده و باعث عدم موفقیت ان می شود. . این منابع ارسال سیگنال میتوانند به صورت پایگاه زمینی و یا شناور و یا هوایی از طریق کشتی و هواپیما و یا بالن سیگنال ارسال کنند.

افزودن بر ایجاد خطا در سامانه ناوبری موشک در مراحل نهایی نیز میتواند موشک را گمراه کند. با ایجاد شرایطی چون گردو خاک و یا طوفانهای مغناطیسی مصنوعی نیز میتوان در سامانه هدف یابی نهایی موشک اختلال ایجاد کرد. البته در مقابل موشک های بسیار پیشرفته این روشها عملی نیست چون ممکن است در این موشک ها هدف توسط یک نقطه مرجع زمینی برای سامانه تعریف شده باشد.

● منبع اصلی:سنترال کلوب
● مراجع:
مجله هوا فضا شماره 24
www.en.wikipedia.org/wiki/Cruise Missle
www.howstuffworks.com
www.fas.org\man\dod\missle\row\index.html
www.gdatp.com
+ نوشته شده در  جمعه 29 تیر1386ساعت 21:8  توسط اميرحسام ملائي يگانه  | 

انواع طراحي ها و سيستم هاي كنترل موشك ها

تصويري از انواع پيكربندي ايروديناميكي چهر گروه از موشك ها:

1)كنترل با بال(Wing Control)

 

اين نوع پيكربندي,مركب از سطحي نسبتا بزرگ است كه در فاصله كمي از مركز ثقل موشك قرار مي گيرد.در اين نوع پيكربندي نياز به يك مجموعه متعادل كننده در قسمت هاي انتهاي بدنه موشك داريم.

اين نوع سيستم كنترل مهمولا در موشك هاي(AAM) بكار گرفته مي شود زيرا خصوصيات پاسخ سريع

از لحاظ كنترل را دارد.بطوري كه در شكل زير نشان داده شده است نيروي برآ(Lift) در اثر تغيير در اثر زاويه كنترل فورا تغيير مي نمايد و باعث مانور موشك مي شود.براي اضافي در اثر تغيير زاويه حم بوجود مي ايد.كنترل موثر بالها(گشتاور Pitching و يا Turning در اثر تغيير مكان سطوح كنترل) عموما خيلي كم است.بنابر اين حركت مكاني نيروي برآ در محدوده بسته اي از مركز ثقل انجام مي گيرد,به همين علت يك نيروي رو به پايين در قسمت دم در اثر دانواش بال بوجود مي آيد كه از لحاظ گشتاور(Turning)

براي ايجاد برآي اضافي مطلوبست.سودمندي اين دانواش بر روي سطوح كنترل در شكل زير نشان داده شده است.

محل نصب بال در طراحي موشك نوع بال كنترل,بسيار بحراني است,بويژه در حالتي كه محدوده تغيير مكان مركز ثقل در حالت پرتاب و در اخرين لحظات روشن بودن موتور Burn-out  زياد باشد اين حالت رخ مي دهد از اين رو سطوح بال عموما در محدوده بسيار نزديكي از مركز ثقل حالت پرتاب قرار مي دهند و اين به علت ايجاد تعادل استاتيكي مطلوب با داشتن ابعاد كوچك مجموعه دم است.تاثير حركت مركز ثقل به طرف جلو,كاهش تاثير سطوح كنترلي و در نتيجه مانور پذيري بر حسب كج شدن بال است بطوريه در شكل زير ملاحظه مي كنيد.

به دليل افزايش برآ در اثر تغيير وضعيت بال نياز به زاويه جمله كمتر تعادل و همچنين ضريب باري

(Load Factor) كمتر نسبت به طراحي نوع دم كنترل دارد.اين مقدار كم زاويه حمله تعادل(Trim Angle of Attack),مريت ويژه اي از نظز طراحي ورودي هواي موتورهاي تنفسي و سيستم هاي هدايت جستجوگر دارد,همچنين به دليل بزرگي بال,گشتاورد لولاي(Hinge Moment) زيادي توليد مي شود.

از اين رو براي انتخاب و نصب خط لولا,اناليز بهينه دقيقي بايد انجام داد تا در كل محدوده اعداد ماخ پروزاي,توان كمكي حداقل نياز داشته باشيم.براي ايجاد كنترل عرضي بوسيله تركيبي از حركات جزيي بال در جهت(Pitch) و (Yaw)  امكان پذير مي گردد به همين علت نياز به سيستم كنترل وجود دارد كه قبل از بكار بردن اين نوع سيستم ها بايد بطور دقيق مورد ملاحظه قرار گيرند و از جمله آنها ميتوان به موارد زير اشاره كرد:

1-افت شدبد بهره كنترل دم در اثر قرار گرفتن در دانواش براي شركت درتعادل استاتيكي

2-نتايج غير خطي آيروديناميكي دانواش در اثر تغيير وضعيت بال و زاويه حمله)

3-در اثر تركيب شدن اثرات زاويه حمله و تغيير وضعيت بلا گشتاوردهاي(Rolling)  مخالفي در سطوح دم ايجاد مي گردد.

 

2-سيستم كنترل كاناردي(Canard Control)

 

پيكربندي كانارد شامل سطوح كوچكي هستند كه درست در قسمت جلوي بدنه موشك قرار مي گيرند و سطوح ديگر نظير بال يا دم به ترتيب در قسمت مياني و انتهاي بدنه نصب مي شوند.

بدليل كوچكي اندازه سطوح كانارد در مقايسه با پيكربندي معمولي(بال),دانواش قابل توجهي ايجاد نمي كند بنابر اين در مشخصات تعادل طولي اثرات مخالفي ايجاد نمينمايد.

بدين ترتيب حاشيه پايداري استاتيكي بزرگي با تغيير مكان بال به راحتي حاصل مي آيد.كل نيروي برآ‌در اين نوع پيكربندي در اثر زاويه حمله بوجود مي آيد زيرا برآيي كه كانارد توليد مي نمايد باعث ايجاد يك نيروي بطرف پايين در بال مي گردد.اين موضوع در شكل بالا مشخص شده است.

موضوع بسيار جالبي كه در پيكربندي كانارد مطرح است سادگي ذاتي آنست,بعلاوه تغيير در ماكن مركز ثقل در اثر تغيير طراحي ممكن است كه بسادگي قابل تطبيق با مكان جديد بال باشد همچنين به دليل كوچكي ابعاد سطوح توليد برآ,پساي كلي و وزن موشك نيز كم است.بعضي از معايب اصلي پيكربندي كانارد عبارتند از:

1-ايجاد تعادل در زوان مشكل است چون كانارد ابعادشان كوچك است و اثر دانواش كمي بر بال دارند در نتيجه روش پيچيده اي براي كنترل رول مورد نياز است(نظير استفاده از كنترلها در قسمت نوك بال).

2-بطور نسبي احتياج به ميزان سرعت سطوح كنترلي بالايي دارد تا نرخ پاسخ مطلوبي را بدهد چونكه برآي مورد نياز در اثر زاويه حمله ايجاد مي گردد,همان طور كه در شكل شماره 2 مي بيند.نرخ بالاي سرعت مورد نياز سطوح كنترلي,افزايش در قدرت سروها را طلب مي كند اگر چه اين قدرت مورد بحث در مقايسه با سروهايي كه در سيستم بال كنترل بكار ميروند قدرت كمتري دارد از اين رو براي موشك هاي نسبتا كوچك كه نياز به تثبيت در رول وجود ندارد,پيكربندي كانارد شايد بهترين پيكربندي باشد.

ادامه دارد...


●  نویسنده: امیرحسام ملایی یگانه

● منبع :كتاب طراحی پیکر بندی موشک ها

Copyrights©Moshaki-nezami.blogfa.com

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 تیر1386ساعت 12:7  توسط اميرحسام ملائي يگانه  | 

نگاهى به تاريخچه پيدايش و ساخت موشك

مقدمه

حداقل ۷۰۰ سال از عمر موشك مى گذرد. در قرن سيزدهم بود كه چينى ها نخستين تيرهاى آتشين ضبط شده در تاريخ را پرتاب كردند و مغول هاى مهاجم را به وحشت افكندند. چينى ها در جنگ پين كينگ در سال ۱۲۳۲ ميلادى سلاح هاى آتشين را كه بر سر خود آتش داشتند عليه تاتارها به كار گرفتند. در اين سال ها توسط يك نفر ايتاليايى به نام فونتانا راكتى اختراع شد كه داراى محرك بود. اين راكت در آن زمان چندان عملى نبود و تخريب چندانى نداشت و بيشتر اثر روانى آن در ايجاد ترس در دشمن مورد نظر بود.
اولين راكت به مفهوم امروزى توسط شاهزاده حيدرعلى در هندوستان ابداع شد كه اين راكت در نيمه دوم قرن ۱۷ عليه انگليسى ها به كار گرفته شد. اين راكت ها لوله هايى از آهن و ماده اصلى آن را باروت تشكيل مى داد و وزن اين راكت ۳ تا ۵ كيلوگرم و طول آن ۲۰ و قطر آن ۵ سانتى متر با برد حدود ۵/۲ كيلومتر بود كه طول راكت در مجموع با قطعات چوبى به ۳ متر مى رسيد. همچنين پايدارى اين راكت ها در پرواز توسط قطعاتى از چوب بامبو كه به بدنه آن متصل بود تامين مى شد كه اين قطعات چوبى عملى شبيه بالك هاى كنترلى در موشك هاى امروزى را انجام مى دادند. در جنگى كه در هندوستان بين ارتش انگليس و حيدرعلى اتفاق افتاد، ارتش حيدرعلى با به كارگيرى ۵ هزار راكت انداز ابداعى خود شكست سختى بر ارتش انگليس تحميل كرد و انگليس و غرب به رغم داشتن زمينه هاى مساعد در تهيه اسلحه فعاليت چشمگيرى در تحقيقات موشكى نداشتند. اما در اين جنگ تعدادى از راكت هاى سالم به وسيله يكى از افسران انگليسى به نام ويليام كنگرو جهت تجزيه و بررسى به انگلستان ارسال شد. اين افسر پس از بازگشت به انگليس در سال ۱۸۰۴ به رياست كارخانه موشك سازى كه تازه در ولويچ تاسيس شده بود انتخاب شد و نتيجه فعاليت وى موجب پيدايش راكتى به نام خود او شد كه طول بدنه فلزى كنگرو ۱۰۷ سانتى متر بود و قطر آن ۱۰ سانتى متر كه با سر دوكى شكل به چوبى به طول ۶/۴ متر و قطر ۸/۳ سانتى متر وصل شده و وزن آن در حدود ۵/۱۴ كيلوگرم بوده و برد آن ۸/۱ كيلومتر بود كه با تغييرات انجام شده به ۷/۳ كيلومتر افزايش يافته است و با استفاده از اين راكت ها ارتش انگليس در سال ۱۸۰۵ شهر بولونى فرانسه را با پرتاب ۲۰ هزار راكت و در سپتامبر سال بعد شهر كپنهاگ را با پرتاب ۴۰ هزار راكت به ويرانه تبديل كرد.

 پيشتازان صنعت موشك

۱-كنستانتين، ادوارد ويچ و تسيولكوفسكى

تسيولكوفسكى در ۱۷ سپتامبر ۱۸۵۷ در دهكده ايزوسك در شهر كوچك كالوگا، ۱۶۰ كيلومترى مسكو در جنوب غربى روسيه به دنيا آمد. اين دانشمند ضمن اينكه در روسيه پدر راكت شناخته شده، به علت ارائه نظريات و تئورى هاى باارزش نسبت به گذشتگان خود در زمينه چگونگى دسترسى به ستارگان، پدر غيرقابل انكار كيهان نوردى نيز است.
او از سنين نوجوانى به علوم فيزيك و هوانوردى اشتياق فراوان داشت و در ۱۶ سالگى براى شركت در سمينارى در مورد علوم و رياضيات به مسكو رفت و در راستاى علاقه مندى به اين دو رشته بود كه در مدرسه دهكده بوروسك در ۹۰ كيلومترى جنوب شرقى مسكو شغل معلمى رياضيات و فيزيك را قبول كرد و در اين شغل مطالعات جدى و فراوانى در مورد كيهان شناسى نمود و محل سكونت خود را به مركز تحقيقات نسبتاً بزرگى تبديل و مدل هاى مختلف راكت را جمع آورى كرد. او از جمله نخستين انسان هايى بود كه دريافت موشك وسيله اى براى گريز از زمين است.

فعاليت هاى تسيولكوفسكى

تسيولكوفسكى در سال ۱۸۹۷ اصول موتورهاى كنترلى را تعريف و در سال بعد كتابى تحت عنوان ورود به مدارات ماهواره اى از زمين و سپس كتاب ديگرى با نام كيهان نوردى با استفاده از موتورهاى عكس العملى به رشته تحرير درآورد. در اين زمان با مندليف نيز تماس هايى داشت ولى مندليف به او گفت كه كارهايش اتلاف وقت است و به عنوان انجمن شيمى از او خواست كه از محاسبات آينده مطلع شود ولى تسيولكوفسكى دست از فعاليت هاى خود برنداشت و در سال ۱۸۹۸ ديگر قانون هاى رياضى حركت موشكى كه اساس طرح همه سفينه هاى فضايى است را به دست آورده بود و در سال ،۱۹۰۳ سال اولين پرواز هواپيماى برادران رايت نتايج اصلى كار خود را منتشر كرد و پايه هاى دانش فضانوردى را بنا نهاد كه شامل بررسى نظرى از مسئله سوخت موشك ها، كارايى موتور موشك و استفاده از هيدروژن و اكسيژن مايع به عنوان ماده محرك موشكى است كه طبق محاسبات او امكان مسافرت بين سيارات و يا استفاده از ماهواره و ايستگاه هاى فضايى در مدارات مختلف زمين امكان پذير است و ثابت كرد براى ورود به مدار زمين رسيدن به سرعت ۸ كيلومتر در ثانيه ضرورى است. در سال ۱۹۰۳ دستگاه كاملى را معرفى كرد كه قادر به حمل انسان به فضا بود و نيروى محركه آن را اكسيژن مايع و هيدروژن تشكيل مى داد. وى با درك مشكلات نيروى محركه موتورهاى چندمرحله اى را پيشنهاد و فرمول هاى قوانين حركت در فضا را ارائه كرد و در سال ۱۸۸۱ اولين تونل باد روسيه را ساخت كه شايد در دنيا اولين باشد. اين دانشمند نابغه كه نتيجه تحقيقاتش براى ساختن موشك V1 آلمانى مورد استفاده قرار گرفت و به رغم داشتن محدوديت، تلاش هاى ارزنده اى در ساخت موتور راكت و مطالعات كيهان نوردى داشت، در ۱۱ سپتامبر ۱۹۳۵ در سن ۷۸ سالگى در كالوگا در حالى كه نزديك به ۵۰۰ اثر علمى به صورت مقاله و كتاب از خود بر جاى گذاشت چشم از جهان فرو بست.


-۲ رابرت هاچگينز گادارد
مردى كه همه موشك ها مرهون او هستند. گادارد كه در سال ۱۸۸۲ در شهر ووستر در ايالت ماساچوست به دنيا آمده بود، مبتكر تك رويى بود كه در جوانى از حمله مكرر بيمارى جان به در برده بود. اين شخص به راستى يك پيشاهنگ واقعى بود، همانند تسيولكوفسكى در شوروى سابق و هرمان ابرت در آلمان به محاسبات موشكى و پرواز فضايى پرداخت ولى بعداً كارش را با پرداختن به مسائل عملى طرح دستگاه ها و وسايل آزمايش سوخت ها و ساختن و پرواز دادن موشك ها دنبال كرد و سال ها پس از مرگ او روشن شد كه موشك هاى او نه تنها از محركه دگرگونى فناورى سالم بيرون آمده اند بلكه خود سهمى در به وجود آوردن آن دگرگونى ها داشته كه در اين رابطه يك كارشناس موشكى به نام جروم هان ساكر گفته است هر موشك مايع سوزى كه پرواز مى كند يك موشك گادارد است. در واقع اگر تسيولكوفسكى را پدر علم راكت بدانيم، بدون شك گادارد را بايد پدر مهندسى راكت خطاب كنيم. اگر چه اين دو نابغه چندين دهه بدون اطلاع از هم بودند ولى تحقيقاتشان عملاً به موازات يكديگر بوده است.


 
هدف گيرى به سوى ماه در سال هاى ۱۹۲۰
رابرت گادارد روزى كه به صورت جدى به فكر موشك بازى و پرواز فضايى افتاد فقط ۱۷ سال داشت. وقتى كه در دانشگاه كلارك در ووستر در رشته فيزيك درس مى خواند يكه و تنها به بررسى سوخت هاى احتمالى موشك ها پرداخت. پس از توجه به سوخت هاى جامد گوناگون به اين نتيجه رسيد كه تركيبى از ئيدروژن و اكسيژن مايع از همه بهتر خواهد بود اما در آن تاريخ هيچ يك از اين دو گاز مايع به صورت تجارتى براى فروش موجود نبود. او پس از پايان دوره دبيرستان به دانشگاه كلارك در ووستر رفت و در سال ۱۹۱۱ وقتى كه ۲۸ ساله بود در رشته فيزيك دكترا گرفت و يك سال بعد هم معلم دانشگاه كلارك شد و سر كلاس مباحث خارج برنامه اى چون راه هاى مسافرت به ماه را نيز شرح مى داد. او در حقيقت پايه گذار راكت هايى است كه هم اكنون به شكل فعلى در قرن بيستم شناخته شده است و در سال ۱۹۱۶ گادارد به قصد تهيه بودجه پژوهشى از انجمن اسميتسونى تقاضا كرد تا موشك هاى آزمايشى بسازد و اين انجمن نيز پنج هزار دلار به او اعطا كرد و در سال ۱۹۱۹ كتابى تحت عنوان روش هاى رسيدن به ارتفاعات فوق العاده بالا منتشر ساخت.


 ●
ناكامى ها و كاميابى ها
در جنگ جهانى اول رسته مخابرات ارتش آمريكا گادارد را مامور طرح سلاح سبك و در عين حال پرقدرتى كرد. او هم موشك كوچك جامدسوزى را كه از درون يك لوله پرتاب مى شد براى اين كار به وجود آورد و در سال ۱۹۲۰ انجمن اسميتسونى واشينگتن رساله اى كه نخستين بورس تحقيقاتى گادارد را نصيب او ساخته بود منتشر ساخت و پيشنهاد او درباره سفر موشكى به ماه هياهوى بسيار بزرگى داشت و گادارد انسان ماه موشكى لقب گرفت و سرانجام در سال ۱۹۲۶ راكت با سوخت مايع و نفت را آزمايش كرد. اين راكت با سرعت ۶۰۰ مايل در ساعت تا ارتفاع ۱۸۴ پا صعود كرده و سپس توجه خود را به جاى افزايش در ارتفاع، انعطاف پذيرى در برد معطوف كرد و سرانجام طى آزمايش هاى متعدد سرعت مافوق صوت را در راكت به دست آورد و او كه از استفاده زمين هاى ايالتى براى آزمايش هاى موشكى منع شده بود به ناچار عمليات خود را به هل پاند (بركه دوزخ)، باتلاق برهوتى در وسط ميدان تير فدرال نزديك اردوگاه ديونز منتقل ساخت و اعلام كرد كه با به كارگيرى شكل خاصى از نازل مى توان با سوخت ثابت سرعت پرتاب را هشت برابر بالا برد و برد راكت نيز ۶۴ برابر افزايش پيدا مى كند. و او دريافت كه براى رسيدن به سرعت مافوق صوت، موتور هاى سوخت مايع بر موتور هاى با سوخت باروتى ارجحيت دارند.


 ●
دره بهشت بعد از بركه دوزخ
در سال ۱۹۲۹ شخص مهمى كه از كار گادارد تحت تاثير قرار گرفته و شور آينده فضانوردى در وجودش رفته بود، به قصد كمك به گادارد قدم پيش نهاد. اين شخص سرهنگ چارلز ليندبرگ قهرمان هوانوردى آمريكا بود و به زودى بورس دوساله اى به مبلغ ۵۰ هزار دلار نصيب گادارد شد و او كه بودجه كافى به دست آورده بود رهسپار غرب گرديد و به شهر راس ول در ايالت نيومكزيكو رفت، جايى كه آب و هوا و طبيعت از هر لحاظ براى كار او مناسب بود. گادارد مركز كار خود را نزديك راسل ول در محلى به نام دره بهشت قرار داد. گادارد در طول تمامى سال هاى آزمايش خود با كارشناسان موشكى در سراسر دنيا مكاتبه داشت و از دريافت گزارش موشك سازى  آلمان ها روز به روز نگران تر مى شد. او حتى ترسيد كه آلمان برخلاف ايالات متحده خيلى زود به امكانات نظامى موشكى پى ببرد.


●  گادارد و دستيارانش
ميدان موشك آزمايى (دره بهشت) بيش از هفت كارمند نداشت. پنج مكانيك و از جمله برادر همسر گادارد و همسرش در نقش عكاس رسمى و خاموش كننده حريق هاى ايجاد شده از گاز هاى خروجى موشكى بودند. موشك ها در واقع همه سرهم بندى شده بودند. گادارد قسمتى از مصالح خود را از طريق سفارش پستى از عمده فروشى هاى ابزار و ادوات تهيه مى كرد و قسمتى ديگر را دستياران او ضمن شكار در ابزارفروشى ها، فروشگاه هاى وسايل ورزشى و مراكز فروش قطعات يدكى اتومبيل مى خريدند و هنگامى كه چيزى پيدا مى كردند كه به درد مى خورد مثلاً يك ساعت مچى بچه، يك تكه سيم پيانو يا شمع اتومبيل آن را جهت مصرفى به كار مى بردند كه سازندگان آن قطعات حتى در خواب هم نديده بودند. همچنين بيشتر وقت كارگاه صرف دست چين كردن قطعات قابل استفاده از موشك هاى ناموفق مى شد يعنى موشك هايى كه پرواز مى كردند و ناكام در جايگاه پرتاب باقى مى ماند باعث تاسف بود اما در عوض معمولاً سالم مى ماند. به هر حال يك پرواز موفق شادى بخش بود اما در عين حال مترادف بود با برگرداندن توده اى فلز اسقاط به كارگاه يعنى آنچه معمولاً از موشك بعد از سقوط باقى مى ماند. موشك هاى له شده را به ندرت مى شد تعمير كرد. از اين رو گادارد سيستمى براى سالم بازگرداندن موشك ها به زمين به كمك چتر نجات طرح كرد كه فرود موشك ها را آرام تر مى ساخت. اين سيستم به صورتى بود كه پوزه مخروطى موشك خود به خود جدا مى شد و چتر كوچك پيشاهنگى اول بيرون مى آمد و به نوبه خود چتر اصلى را كه سه متر قطر داشت بيرون مى كشيد و موشك را آرام به زمين مى رسانيد.


سه سال پيش از ساخت
V2
در سال ۱۹۳۹ سال آغاز جنگ جهانى دوم هزاران آلمانى سرگرم كار روى طرحى بودند كه موشك V2 را به وجود مى آورد و نخستين پرواز آن در سال ۱۹۴۲ انجام شد ولى سه سال زودتر از آن گادارد و تيم كوچك او به كار پرواز دادن موشك اشتغال داشتند.
پس از ورود آمريكا به جنگ جهانى دوم گادارد به آناپوليس رفت تا به خدمت دولت آمريكا درآيد و در آنجا به تقاضاى نيروى دريايى به طرح سيستمى براى به پرواز درآوردن هواپيما هاى معمولى به كمك موشك پرداخت و در مارس ۱۹۴۵ گادارد يك موشك V2به غنيمت گرفته را از نزديك مشاهده كرد كه از هر لحاظ شبيه به موشك هاى خود او بودند كه آلمانى ها از كشف بى علاقگى دولت آمريكا به كار گادارد مبهوت ماندند. هنگامى كه بعد از خاتمه جنگ جهانى دوم از كارشناسان موشكى آلمان كه به آمريكا انتقال داده شده بودند پرسيده شد چه اطلاعاتى پايه و اساس توسعه موشك در آلمان قرار گرفت؟ آنها گفتند: بهتر است اين را از گادارد بپرسيد. ما هر چه اطلاعات داريم از اوست و وقتى كه ورنهرفن براون در سال ۱۹۵۰ نوآورى هاى به ثبت رسيده اش را بررسى مى كرد اعلام داشت گادارد از همه ما جلو بود.
گادارد براى كنترل جريان سوخت به محفظه احتراق يك شير كنترل طراحى و نصب نمود. از اين طريق موشك  قادر بود به طور اتوماتيك خاموش شود. او براى هدايت و كنترل پره هاى متحركش را در خروجى اگزوز نصب كرد. در واقع اين دانشمند اولين كسى بود كه تفكر راكت هاى چند مرحله اى را به ثبت رسانيد. گادارد سرانجام با استفاده از ژيروسكوپ دستگاهى ساخت كه پرواز موشك ها را در مسير تعيين شده ثابت مى كرد و از ژيروسكوپ براى هدايت خودكار مسير موشك ها استفاده كرد. سرانجام در ۲۸ مارس ۱۹۳۵ اولين موشك مجهز به ژيروسكوپ گادارد، ۴۸۰۰ پا به صورت عمودى پرواز كرد و سپس با كمك گرفتن از كنترل هاى سطحى _ افقى با سرعت حدود ۵۵۰ مايل در ساعت ۱۳۰۰ پا پرواز كرد. او ضمن كار در نيروى دريايى آمريكا در مورد بهسازى سيستم هاى هدايتى موشك در سال ۱۹۴۵ به عضويت هيات مديره مجمع راكتى آمريكا درآمد. او روى هم رفته امتياز ۲۱۴ ابتكار و اختراع را كه عملاً شامل تمامى جنبه هاى موشك هاى مايع سوز مى گرديد به ثبت رسانده بود. در سال ۱۹۶۰ دولت آمريكا با پرداخت يك ميليون دلار به ورثه گادارد در ازاى استفاده از ابتكار هاى به ثبت رسيده از وى به سهمش در تحول موشكى صحه گذارد.
چنانچه دولت آمريكا بودجه تحقيقاتى گادارد را تامين مى نمود چه بسا اولين كشور در توسعه و طراحى در كار هاى موشكى مى شد. اما سرانجام در ماه اوت ۱۹۴۵ در سن ۶۲ سالگى، پس از ۴۲ سال تلاش تحقيقى از دنيا رفت و با فوت اين دانشمند دنيا مخترع بزرگى را كه كشورش قادر به تشخيص نبوغ او نشد از دست داد.

 

تاريخچه مختصري از موشك هاي كروز

موشك كروز با تعريف امروزي اولين بار توسط آلمان ها درجنگ جهاني دوم عليه مناطقي در جنوب شرقي انگليس به كارگرفته شد كه از سايتهاي واقع درفرانسه به سمت هدف پرتاب مي‌شد. اين موشك با عنوان (V-1) در مدت زمان بسيار كوتاهي در حين جنگ دوم جهاني توسعه يافته و به توليد انبوه رسيد. آلمان ها در طي چند ماه با بيش از 5000 فروند ازاين موشك ها لندن را مورد هدف قرار دادند. اين موشك در آن زمان ازيك موتور پالس جت براي پيشرانش بهره مي گرفت و سيستم هدايت و ناوبري ضعيفي داشت كه دليل اصلي در پايين آمدن احتمال برخود اين موشك با هدف بود، به طوري كه طبق برخي گزارش ها تنها حدود سي درصد از اين موشك ها در محدوده هدف فرود مي آمدند.

 از زمان پرتاب اين موشك ها توسط آلمان‌ها، آمريكايي‌ها تحقيقاتي را براي شناسايي اين سيستم تسليحاتي آغاز نمودند تا اينكه دراواسط سال 1944، ‌نيروي هوايي موفق به دستيابي به بقاياي يكي از اين موشك ها شد كه ظاهرا سقوط كرده و عمل نكرده بود. طي مدت بسيار كوتاهي (17روز) با استفاده از مهندسي معكوس، نمونه اي از اين موشك در امريكا ساخته شد.

در اواخردهه 40 ونيز دهه 50 برنامه موشك هاي كروز به عنوان يك سلاح تاكتيكي در ايالات متحده دنبال مي‌شد. در اين دوره با توسعه موشك هايي نظير Regulus ,Matador ,Mace ,Snark، موشك‌هاي كروز به خصوص در زمينه هدايت و ‌پرتاب به تدريج توسعه يافتند. ولي همچنان علي رغم پيشرفت هاي صورت گرفته، مساله هدايت به عنوان يك عامل محدود كننده در اين موشك ها مطرح بود. در دهه 60تمركز بر روي موشك هاي بالستيك، موشك هاي كروز را به حاشيه برد و اين موضوع به طور مضاعف توسعه موشك هاي كروز را تحت الشعاع قرار داد. البته بايد توجه داشت كه آنچه در موشكهاي كروز اوليه مطرح بود، ساخت يك هواپيماي بدون سرنشين بود كه بتواند صرفا يك سرجنگي (غالباَ يك كلاهك هسته اي) را تا نقطه هدف حمل نمايد و قابليت هايي كه امروزه از يك موشك كروز انتظار مي‌رود در اين دوره زماني مطرح نبود.

موشك هاي كروز توسعه يافته تا پيش از دهه 50 ميلادي، عمدتا شباهت زيادي به هواپيماهاي هم دوره خود داشته و داراي ابعاد بزرگي بودند و همانگونه كه پيش‌تر نيز گفته شد در زمينه هدايت با مشكلات اساسي مواجه بودند. اين مشكلات در كنار ساير موانع تكنولوژيك در راه توسعه اين نوع موشك‌ها منجر به وقفه‌اي حدودا ده ساله درتوسعه آنها گرديد. اين امر كه به ويژه در تاريخچه رشد و توسعه موشك هاي كروز در ايالات متحده به خوبي نمايان است، مقارن با دهه‌ شصت و اوايل دهه هفتاد ميلادي بود. در اين دوره زماني سرمايه گذاري سيستم‌هاي تسليحاتي بر روي موشك‌هاي بالستيك قاره پيما متمركز گرديد.

در اين مقطع زماني (اوايل دهه هفتاد)، مزاياي موشك هاي كروز نظير پنهانكاري و قابليت نفوذ تا عمق خاك دشمن، در كنار هزينه هاي نسبتا كم تحقيقات و توسعه و پايين بودن قيمت نهايي هر فروند (در مقايسه با سيستم هاي تسليحاتي جايگزين) و... آنچنان مورد توجه قرار گرفت كه باعث شد در آن مقطع پروژه‌هايي نظير بمب افكن دور برد و پنهانكار 1- B به نفع پروژه موشك هاي كروز كنار گذاشته شوند.

توسعه اين موشك‌ها در دهه 80 نيز ادامه يافت، اما ابتداي دهه 90 نقطه عطفي در تاريخ موشك هاي كروز به شمار مي رود. استفاده از اين موشك هادر چندين عمليات نظامي كه عليه عراق صورت گرفت، باعث شد تا اين موشك ها از طرف ساير كشورها به شدت مورد توجه قرار گيرند. و شايد همين موضوع يكي از علل كشيده شدن كشورهايي نظير چين، آلمان، سوئد، ايتاليا، اسرائيل، آفريقاي جنوبي و انگلستان به سمت توسعه چنين سيستم هاي آفندي بوده باشد.

 

تاريخچه مختصري از موشك هاي بالستيك

تا قبل از جنگ جهاني دوم- بنا به مقتضيات جنگ- فقط چندين كشور كه در حال جنگ بودند ابرقدرت موشكي محسوب مي شدند (مانند روسيه و آلمان). در واقع جنگ براي اينها مانند كاتاليزوري در جهت پيشرفت صنايع موشكي بود؛ همچنان قدرتمند و قدرتمندتر مي شدند و اين امر موجب رعب و وحشت كشورهاي ديگر شد، چرا كه از همان ابتدا هم پيش بيني مي شد اگر فقط چند ابرقدرت خاص، اين تكنولوژي را به دست مي گرفتند، ديگر پاسخ ندادن به درخواست هاي آنها كار مشكلي بود.
پس از فروكش كردن التهابات جنگ جهاني دوم، بسياري از كشورها دست به كار شدند و شروع به ساخت يا حداقل خريد موشك كردند زيرا مي دانستند اگر سيستم موشكي قوي داشته باشند، پشتوانه خوبي براي حفظ امنيت دارند. هرروزه انواع موشك ساخته و آماده مي شد و در اين ميان يك فناوري، توجه همگان را بيش از ديگر شاخه ها به خود جلب كرد و آن، تكنولوژي ساخت موشك هاي بالستيك بود.

تكنولوژي موشك هاي بالستيك هم پس از جنگ جهاني دوم نمو پيدا كرد و از دهه ۱۹۵۰ ابرقدرت هايي موشكي به وجود آمدند كه تهديدي براي كشورهاي ديگر محسوب مي شدند. در اين عرصه، اتحاد جماهير شوروي يك سر و گردن از رقباي خود بالاتر بود. با گذشت زمان، قدرتش بيشتر و بيشتر مي شد و همواره حرف اول را در اين زمينه مي زد. اين مسئله، كشورهاي ديگر- مخصوصاً رقيب سرسختش يعني ايالات متحده آمريكا- را آزار مي داد.
موشك هاي بالستيك همواره باعث ايجاد تنش بين كشورها بود؛ براي نمونه، بحران موشك هاي بالستيك كوبا در سال ۱۹۶۲ كه با تحويل موشك هاي دوربرد شوروي به كوبا، جنگ سرد را گرم تر كرد. يا بحران تايوان در سال ۱۹۹۶ پس از انتخابات دموكراتيك چين چندين موشك بالستيك به خطوط كشتيراني نزديك تايوان شليك كرد و در اواخر بحران تائپودونگ در سال ۱۹۹۸ كه كره شمالي يك موشك بالستيك را به طور غيرمنتظره اي روي محدوده هوايي ژاپن آزمايش كرد كه باعث اعتراض كشورهاي غربي شد.
هنگامي كه آمريكا و شوروي پيمان منع گسترش موشك هاي بالستيك را امضا كردند، فقط ۹ كشور موشك بالستيك داشتند، ولي امروز بيش از ۳۰ كشور، موشك بالستيك دارند و ۱۴ كشور در توليد يا صادرات موشك بالستيك و تكنولوژي مربوط به آن دست دارند. پس هميشه تهديد شليك يك موشك بالستيك از طرف اين كشورها وجود دارد و بايد جوابي در قبال آن موجود باشد.
در پي نگراني هاي جهاني براي جلوگيري از اين امر، موافقت نامه بين المللي كنترل تكنولوژي موشكي (MICR) -كه موافقت نامه اي داوطلبانه است- در سال ۱۹۸۷ بين ملل مختلف براي كنترل جابه جايي و خريد و فروش موشك ها و تكنولوژي هاي مربوطه كه قابليت حمل سلاح هاي كشتار جمعي (WMD) را ايجاد مي كند، بسته شده است.

 


گرداورنده و نویسنده: امیرحسام ملایی یگانه

● منابع کمکی:روزنامه شرق/سایت آویا/وبلاگ عشق پرواز

Copyrights©Moshaki-nezami.blogfa.com

+ نوشته شده در  شنبه 16 تیر1386ساعت 0:42  توسط اميرحسام ملائي يگانه  | 

تقسیم بندی موشک ها و انواع ایرانی آنها

موشک های هوا به هوا یا AAM ( Air to Air Missile )
توسط هواپیما حمل می شود و بر علیه هواپیماهای دشمن یا یک هدف پرنده به کار گرفته می شود . این نوع از موشک ها عموما از لحاظ ابعاد نسبت به سایر موشک ها کوچکتر هستند زیرا ظرفیت هواپیماهایی که آنها را حمل می کنند محدود است و این موشک ها با توجه به ماموریتشان دارای برد نسبتا کوتاهی می باشند و به این علت به آنها Boost Glide می گویند یعنی به محض روشن شدن موتور یک سرعت اولیه به موشک داده می شود و بعد از این مرحله به سمت هدف گلاید می کند . از موتور راکت با سوخت جامد در این نوع موشک ها استفاده می شود . زیرا ماهیتی ساده دارند و قابل اعتماد هستند . در بعضی موارد جهت اصلاح خصوصیات عملکردی موشک از موتور با کار کرد مدوام در طول پرواز استفاده می کنند .
بعلت اینکه این موشک ها مستقیما در زیر هواپیما حمل می شوند مشکلات آیرودینامیکی نسبتا ساده ای ایجاد می شود که شامل اثرات تداخل جریان بین موشک و هواپیما می باشد . این مسایل تداخلی بویژه در سرعت های بالا در بالهای به عقب بر گشته جنگنده هایی که موشک حمل می کنند بحرانی است . بعنوان یک قانون خاص برای هواپیمای جنگنده بمب افکن هر موشکی که شلیک می گردد خواه عمود بر مسیر حرکت و خواه به سمت عقب باید آنالیز همان وضعیت خاص انجام پذیرد . قابلیت مانور پذیری موشک های AAM به دلایل زیر در مقایسه با سایر موشک ها بیشتر می باشد :
1-
سرعت های زیاد پرتاب
2-
سرعت زیاد هدف و مانور پذیری بالای آن
3-
زمان کوتاه پرواز جهت اصلاح مسیر .
محبوب ترين موشك هوا به هواي ايراني:

مجبوب ترين موشك ايراني كه از طرفدارن زيادي برخوردار است موشك AIM-54  فینیکس است كه توسط جنگنده اف-14 نيروي هوايي حمل مي شود.

ليستي از موشك هاي هوا به هواي ايراني:

 

AIM-7

AIM-9

AIM-54

AA-8

AA-10

AA-11

PL-2A

PL-7

●سجيل

●فاطر

نكته مهم:

به دليل حفاظت اطلاعات شديد در مورد تسليحات هوايي در ايران اطلاعات دقيقي از موشك هاي موجود و تعداد انها در دسترس نيست.در سال هاي گذشته گزارشاتي در مورد ساخت موشك فاطر به دست ايران كه از بدنه AIM-9 و سيستم ايونيك جديدي بهره ميبرد شنيده شد كه اطلاعاتی از ان در دسترس نيست.همچنين اخرين پروژه موشكي هوا به هواي ايران موشك سجيل است كه نمونه هوا به هوا شده موشك هاوك ميباشد كه بر روي جنگنده  اف-14 مورد استفاده قرار ميگيرد.


موشک هوا به هوای AIM-54 فینیکس شلیک شده از اف 14 تامکت


موشک زمین به هوا یا SAM ( Surace to Air Missile )
معمولا از این نوع موشک ها برای پدافند زمینی در برابر حمله هواپیماهای دشمن استفاده می شود . طراحی آیرودینامیکی این نوع موشک ها بستگی به برد آنها دارد که این برد از چند کیلو متر تا چند صد کیلو متر می تواند باشد . معمولا برای برد های کوتاه از موشک های یک مرحله ای با موتور سوخت جامد یا مایع استفاده می شود و همچنین به منظور به منظور کاهش وزن در برد های بلند از سیستم های چند مرحله ای استفاده می کنند . اثبات شده است که موتور های رم جت و سایر موتور های مکنده هوا از نظر اقتصادی و از دیدگاه وزنی با صرفه تر می باشد . همچنین یکی از معایب استفاده از موتور رم جت این است که برای استارت این موتور ها نیازمند به یک موتور کمکی قوی دارد . سیستم هدایت این نوع موشک ها نیز متنوع است . برای برد های کوتاه سیستم هدایت با اشعه راداری و یا حتی ملدون قرمز دقت بالایی را برای انجام ماموریت موشک ها به همراه دارد .
برای برد های بلند از سیستم های هدایتی هدف یاب و یا ترمینال استفاده می کنند که باعث از بین بردن موثر هدف با دقت زیادی می شود . برای انجام ماموریت در برابر هدف های سریعی که در ارتفاع پایین پرواز می کنند قابلیت مانور مورد نیاز برای این کلاس از موشک ها می بایست در رنج بالایی باشد . عموما این نوع موشک ها بطور عمودی پرتاپ و یا از یک ارتفاع بلند برای حداکثر تاثیر تخریب پرتاب می گردند .

جديد ترين عضو گروه پدافندي:

جديدترين عضو گروه موشك هاي پدافندي ايران موشكTor-M  ميباشد .ايران در سال 2006 يك محموله 29 تايي از اين موشك را از روسيه تحويل گرفت.

ليستي از موشك هاي پدافند ايراني:

 

SA-10

SA-5

SA-2 / HQ-2J

SA-6

SA-15

I HAWK

Rapier

Tigercat

SA-16

SA-7

HQ-7 / FM-80

Stinger

نكته مهم:

ايران در بخش پدافندي دست به توليد موشك هاي صياد1و2 و شهاب ثاقب و S-250 زده است كه مهندسي معكوس شده موشك هاي چيني و روسي هستند.

در بخش موشك هاي شانه پرتاب هم ايران علاوه بر استينگر موشك هاي ميثاق1و2 را توليد ميكند و از موشك هاي دوش پرتاب روسي همانند ايگلا بهره ميبرد.




موشک زمین به هوایTor-M


موشک هوا به زمین یا ASM ( Air to Surface Missile )
از این موشک ها معمولا برای حمله به سلاح های تاکتیکی و نابود کردن نیرو های زمینی یا هدف های زمینی نظیر انبار سلاح ها مخازن کشتی ها یا فرودگاه ها استفاده می شود . مشکلات پرتابی این موشک ها شبیه موشک های AAM است و برد آنها نیز از چند کیلومتر تا چند صد کیلو متر متغیر است . در نوع برد کوتاه این موشک ها عموما به دلیل سبکی از نگهدارنده ثابت در آنها استفاده می شود و در نوع برد بلند از نگهدارنده جدا شونده بهره می برند . در مرحله بعد وضعیتهای بدست آمده متعادل می شوند و به تدریج برای رسیدن به سرعت مورد نظر تقویت می گردند . اگر برد قابل توجهی مورد نظر باشد چند مرحله ای کردن موشک سود مند است . در نصب بر روی هواپیما برای تنزل نکردن خصوصیات عملکرد هواپیما های حامل دقت زیادی باید به خرج داد . مانور پذیری موشک های ASM به دلیل سرعت پایین آنها خیلی کمتر از موشک های AAM است و همچنین چون این موشک ها را بر علیه هدف های زمینی به کار می گیرند واضح است که نیازی به قابلیت مانوری کمتری دارند .

ليست موشك هاي هوا به زمين ايراني:

 

GBU-67/9A Qadr

AGM-379/2

Zoobin

AGM-65A

AS-10
AS-11

AS-14



موشک هوا به زمین AGM-65 ماوریک در حال شلیک از اف 15 ایگل

موشک زمین به زمین یا SSM ( Surface to Surface Missile )
این موشک ها به دو دلیل در جنگ بکار گرفته می شود :
۱-
حمله به هدف هایی که در مسافت های بسیار دوری واقع هستند .
2-
استفاده از آن به عنوان یک سلاح تلافی جویانه

از دیگر علت های استفاده از این نوع موشک ها می توان پشتیبانی پیاده نظام در عوض آتش توپخانه را نام برد . این جنگ افزار دارای برد موثری از هزار کیلو متر تا چندین هزار کیلو متر می باشد . معمولا مسیر حرکت این موشک ها بصورت کروز و یا پرتابه ای می باشد . موشک های برد بلند بالستیک معمولا چند مرحله ای هستند زیرا با این روش ابعاد موتور کوچکتر شده و در نتیجه وزن کلی موشک به حداقل می رسد .
این موشک ها چون به صورت عمودی پرتاب می شود کل وزن موشک بر روی لانچر پرتاب قرار می گیرد پس واضح است که هر چه وزن موشک کمتر شود فشار کمتری بر لانچر پرتاب وارد می شود .
قابلیت مانور این نوع موشک ها خیلی کمتر از بقیه است و عمده کنترل در طول فاز صعود مسیر در هنگام وزش باد جانبی انجام می پذیرد . این نوع موشک معمولا مانند یک سلاح توپخانه ای از یک سکوی پرتاب ثابت زمینی شلیک شده و سپس بر روی هدف نشانه می رود و برای این منظور نیاز به درجه بهینه ای از مانور پذیری موشک داریم . در نوع بدون سیستم هدایت این موشک ها پایداری مورد نیاز با استفاده از ملاحظات انحراف مسیر در پرتاب بر موشک اعمال می گردد . نوع بخصوصی از این موشک ها از زیر آب شلیک می شوند .

ايران و موشك هاي زمين به زمين:

ايران عزيزمان دراين قسمت به پيشرفت هاي شگرفي دست يافته است كه باعث حيرت جهانيان گشته است.صنايع موشكي ايران با ساخت موشك بالستيك شهاب 3 كه داراي بردي 2500 كيلومتري است ايران را در زمينه موشكي در جهان مطرح ساخت.ايران در رزمايش پيامبر اعظم موشك بالستيك فجر3 را ازمايش كرد كه از كلاهكي تقسيم شونده بهره ميبرد.اين تكنولوژي در اختيار كشورهاي معدودي است كه دستيابي به اين فناوري توسط متخصصان ايراني باعث بهت و حيرت جهانيان گشت.

منابع غربي از موشك هاي شهاب 4و5و6 با برد 4000 تا 10000 هزار كيلومتر سخن ميگويند كه ايران همواره اين موارد را تكذيب كرده است.در حال حاضر ايران در حال كار بر روي موشك شهاب3 است تا ان را به يك حمل كننده ماهواره تنديل نمايد.

ليستي از موشك هاي زمين به زمين ايراني:

 

Arash

Fajr

Hadid

Haseb

Nazeat

Noor

Oghab

Shahin

 Kosar

Nafez

Ra'ad

Saghegh

Zelzal1/2/3

 Shahab1/2/2/3 ●


موشک زمین به زمین شهاب3بر روی لانچر پرتاب
--------------------------------------------------------------------
نويسنده: اميرحسام ملايي يگانه
منابع :كتاب طراحی پیکر بندی موشک ها/سايت گلوبال سيكورتي

Copyrights©Moshaki-nezami.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 تیر1386ساعت 12:6  توسط اميرحسام ملائي يگانه  | 

فناوری موشك هاي كروز (آیا می توانیم؟)

اجمالا برخی از دلایل اهمیت این سیستم های تسلیحاتی عبارتند از:

-     موشک های کروز به عنوان یک تهدبد جدی علیه ایران مطرح هستند، این موضوع چه به لحاظ استراتژیک (در صورت وقوع هرگونه حمله نظامی)  و چه از دیدگاه تاثیر بر روند مذاکرات جاری بین ایران و جوامع بین المللی اهمیت دارد.

-          ایران در مظان دستیابی به تعدادی موشک کروز استراتژیک است

-          ایران در مظان دستیابی به تکنولوژی موشک های کروز است

 

در این بخش از مقاله تلاش می شود به سوالات زیر پاسخ داده شود:

1- چرا موشک های کروز مورد توجه و علاقمندی کشورها قرار گرفته اند؟ این موشک ها چه برتری نسبت به سایر سیستم های تسلیحاتی دارند؟

2-  آیا کشوری با سطح تکنولوژی ایران توانمندی دستیابی به فناوری این موشک ها را دارد؟

اگرچه پاسخ دادن به این سوالات چندان سهل و آسان نیست ولی تلاش می شود در حد بضاعت به آنها پرداخته شود

 

1- چرا موشك كروز؟

امروزه سيستم هاي تسليحاتي متنوعي براي عمليات تهاجمي و آفندي ساخته و عرضه مي شوند كه يك دسته از آنها موشك هاي كروز مي باشند.

موشك هاي كروز سلاح هاي تهديد كننده‌اي براي نيروهاي متخاصم به شمار مي روند چرا كه:‌

1-1- قيمت آنها در مقايسه با كارايي شان و ضربه اي كه مي توانند به دشمن وارد كنند، پايين است و مي توان آنها را به تعداد، به سوي هدف پرتاب نمود و بدين ترتيب به سيتسم پدافندي دشمن نفوذ نمود.

2-1- اين موشك ها مي‌توانند به گونه اي طراحي شوند كه ابعاد كوچكي داشته باشند (به همراه موتورهاي كوچك)‌ و بدين ترتيب قادر خواهند بود به شبكه راداري و نيز سيستم هاي ردياب مادون قرمز دشمن نفوذ كنند.

3-1- تكنولوژي ساخت آنها (در مقايسه با جنگده و بمب افكن هاي تاكتيكي و استراتژيك) نسبتاَ ساده بوده ومعمولاَ براي كشورهايي كه قادر به طراحي و ساخت هواپيماهاي ساده‌اي باشند دستيابي به تكنولوژي برخي از انواع موشك هاي كروز مقدور خواهد بود.

موشک براهموس- موشک کروز سوپرسونیک محصول مشترک هند و روسیه

هند در ماه های اخیر تبلیغات زیادی روی این موشک به عنوان یک همکاری مشترک تکنولوژیک نموده است.

 

4-1- اين گونه سلاح ها نياز به خدمه پردازي ندارند. در نتيجه خود به خود، زمان آموزش، هزينه آموزش خدمه ونيز هزينه نگهداري و به روز نگهداشتن شرايط عملياتي آنها نيز بسيار كم است.

5-1- همچنين اين نوع سلاح ها نياز به آشيانه يا پايگاه هاي بزرگ ندارند. مجموعه اين عوامل، علاوه بر مزايايي كه در شرايط جنگي به همراه دارند، باعث مي شود تا در صورت اجراي پروژه‌اي مبني بر طراحي و توسعه آنها، نتوان به راحتي رد آنها را دنبال نمود ويا چگونگي پيشرفت چنين پروژه هايي را تعقيب كرد كه اين عامل از ديدگاه امنيتي و اطلاعاتي، مزيت ويژه اي به شمار مي رود.

 6-1-  يكي ديگر از عواملي كه باعث جلب برخي كشورها به سمت اين نوع سلاح ها شده است آن است كه مي توانند انواعي از اين موشك ها را از كشورهاي سازنده خريداري نموده و با اعمال اصلاحاتي،‌ آنها را براي انجام ماموريتي خاص تغيير دهند و يا اينكه با استفاده از شيوه هاي مهندسي معكوس و كپي سازي و با بهره گيري از قطعات و تجهيزات موجود و در دسترس آنها را باز توليد نمايند.

موشک کروز امریکاییCALCM در حال اصابت به هدف!

 

7-1- ابعاد موشك هاي كروز در مقايسه با سيستم هاي تسليحاتي مشابه كوچكتر است و حمل ونقل آنها با سهولت بيشتري انجام مي شود كه اين عامل مزيت مهمي به خصوص در زمان جنگ، به شمار مي‌رود.

8-1- هزينه توسعه سيستم هاي پدافندي عليه موشك هاي كروز، بالا است . همين موضوع جذابيت اين نوع سلاح را به عنوان يك سيستم آفندي افزايش مي دهد. لازم به ذكر است قابليت‌هاي موشك هاي كروز بسيار متنوع و متفاوت است. اما بر اساس متون منتشره

سه عامل كه مي توانند يك موشك كروز را به يك سلاح تهديد كننده  استراتژيك تبديل نمايند، عبارتند از:

 الف- افزايش برد تا بيش از 500 كيلومتر

ب – توانايي نفوذ در سيستم هاي دفاعي

ج –به كارگيري تكنولوژي هايي كه امكان توليد انبوه اين موشك ها را با قيمت ارزان فراهم آورند.

موارد فوق به تنهايي يا دركنار هم مي توانند منجر به سلاحي گردند كه عليه قدرت هاي بزرگ نظامي نيز به عنوان يك تهديد جدي به شمار مي روند.

9-1- مورد ديگري كه باعث جذابيت اين سيستم تسليحاتي براي برخي كشورها شده است، قابليت اين سيستم در حمل كلاهك هاي بيولوژيكي و شيميايي است. موشك هاي كروز شرايط مناسب تري از لحاظ حمل اين نوع كلا هكها دارند و قدرت آسيب رساني آنها نسبت به موشك هاي بالستيك مشابه بسيار بيشتر است (حدوداَ 10 برابر بيشتر).

 

با توجه به موارد فوق می توان حدس زد که چرا این سیستم تسلیحاتی اینچنین مورد توجه دول و تصمیم سازان دفاعی آنها قرار دارد.

  های کروز شرقی با ماموریت های مختلف

 

2- امكان دستيابي به موشك هاي كروز

آیا می توان در کشور دست به طراحی و تولید موشک های کروز زد . آیا بضاعت فنی و تکنولوژیکی فعلی امکان دسترسی به چنین سیستم تسلیحاتی را می دهد؟

برای پاسخ به این سوال باید توجه نمود که دو را ه براي رسيدن به يك موشك كروز وجود دارد:

1-2- شروع به جمع آوري دانش و تكنولوژي لازم و طراحي يك موشك كروز از ابتدا (كه مستلزم زمان زيادي است )

2-2- استفاده از يك وسيله پرنده پايه و تغيير آن با هدف موشك كرزو (كه مستلزم زمان كمتري است)

1-2- طراحي يك موشك كروز از ابتدا

يكي از راه هاي دستيابي به موشك كروز،‌اقدام به طراحي چنين سيستم تسلحاتي با در نظر گرفتن نيازهاي بومي است. البته بايد تاكيد كر د كه تنها سه كشور امريكا، ‌روسيه، و تا حدودي فرانسه داراي تكنولوژي موشك هاي كروز LACM مي باشند و اين خود بيانگر پيچيدگي هاي اين مساله است (توجه به اين موضوع كه كشورهاي زيادي علاقه مند به داشتن اين تكنولوژي مي باشند،‌ ابعاد اين موضوع را روشن تر مي كند).

 مروري اجمالي بر قيمت موشك هاي بالستيك و كروز نشان مي دهد كه احتمالا توسعه موشك هاي كروز نسبت به موشك هاي بالسيتيك ميان برد با مشكلات كمتري مواجه است.

در موشك هاي كروز Response Cycle Time  آنچنان كه در موشك هاي بالستيك براي كنترل و ماندن در مسير مطلوب لازم است سريع باشد، مهم و حياتي نيست. طيف سرعتي كه يك موشك كروز معمولي تجربه مي كند در مقايسه با طيف سرعتي كه يك موشك بالستيك در مسير پروازي خود با آن مواجه است كوچكتر و محدودتر است. همين موضوع در مورد شتاب و بردهاي وارده نيز صادق است.

گرمايش آيردوديناميكي reentry و...در مورد موشك هاي كروز معمولي مطرح نمي باشند و طراحي و استفاده از سرجنگي در موشك هاي كروز در مقايسه با موشك هاي بالستيك، ساده تر به نظر مي رسد. بعلاوه موشك هاي كروز با موشك هاي بالستيك اين تفاوت را دارند كه تكنولوژي به كار رفته آنها چنان  است كه در بسياري از وسايل پرنده ديگر كه در دسترس هستند نيز وجود دارد. بنابراين احتمال اينكه بتوان سخت افزار و سيستم هاي مورد نياز براي موشك كروز را به هر نحوي تهيه نمود، زياد است. ضمناَ بهبود و ارتقاء موشك هاي كروز نسبت به موشك هاي بالستيك ساده تر است.

دست كم 12 كشور وجود دارند كه موشك كروز حال با هر توانايي][1][ ساخته و به توليد رسانده اند

1-انگلستان                           4- فرانسه                       7-ايتاليا              10-روسيه

2-امريكا                                 5-آلمان                          8-ژاپن                11-سوئد           

3-چين                                  6-اسرائيل                       9-نروژ                12-تايوان

كه واردات و تامين اجزاء و قطعات ويا تامين اصل موشك براي بررسي تكنولوژي و امثالهم از اين كشورها مي تواند صورت گيرد.

علاوه بر اينها به نظر مي رسد سيستم هاي اويونيكي وسايل پرنده غير نظامي كه امروزه در دسترس و موجود مي باشند، از نظر دقت، وزن و ابعاد در حدي هستند كه بتوان آنها را در يك موشك كروز به كار گرفت.

البته بايد توجه داشت كه با وجود سيستم هاي ضد تسليحاتي امروزي نمي توان به طراحي موشك هاي كروزي با كارايي پايين اكتفاد نمود. چرا كه در اينصورت عملا هزينه هاي صورت گرفته براي اين منظور، بي فايده خواهند بود. اجمالا مشخصات كلي زير را مي توان به عنوان مشخصات يك موشك كروز كارا برشمرد:

الف-قادر باشد تا ماموريت هاي دقيق را به انجام برساند.

ب-از تكنولوژي stealth  يا رادراگريزي در آن استفاده شده باشد.

ج-امكان پرتاب از هواپيما هاي جنگنده معمولي (درصورت هواپرتاب بودن) را داشته باشد.

د-توانايي پرواز High subsonic  و در ارتفاع پايين (نزديك سطح زمين) را دارا باشد.

يكي از موارد مهمي كه در قابليت نفوذ يك موشك كروز بسيار اهميت دارد، پنهانكاري آن است كه براي اجراي آن لازم است آشنايي با تكنولوژي كاهش امواج راداري و مادون قرمز كسب شود. از جمله:

-          كاهش امواج I.R ساطع شده از خروجي موتور

-          رنگ ها وپوشش هايي كه از انتشار امواج از لبه حمله سطوح آيروديناميكي و لبه هاي تيز جلوگيري مي كنند.

-     برنامه هاي كامپيوتري كه قادر به شبيه سازي جريان اطراف بدنه و سطوح آيروديناميكي با دقت كافي باشند تا اين سطوح به گونه اي تغيير داده شوند كه حتي الامكان، انتقال حرارت و آشفتگي جريان در اطراف آنها به حداقل برسد و نيز تكنولوژي تونل باد كه قادر به تاييد و اعتبار سنجي اين نتايج باشد.

-          نرم افزارهاي كامپيوتري كه قادر به تخمين RCS  باشند و با استفاده از آنها بتوان RCS را به حداقل رساند.

-     سيستم هدايت اين موشك ها نيز به لحاظ تكنولوژي چالش برانگيز است. حتي حافظه اي كه در اين سيستم لازم است تا نقشه مسير حركت موشك را در خود ذخيره كند، دغدغه برانگير خواهد بود. چرا كه براي اين منظور حافظه هاي كامپيوتري نسبتا بزرگي لازم است، به گونه اي كه بتوانند، در مقابل ارتعاشات و دماهاي زيادي كه امكان وقوع آنها در طول مسير حركت هست، مقاومت كنند. (اين موضوع وقتي كه زمان پرواز موشك طولاني شود اهميت شايان توجهي دارد.)

اینکه تکنولوژی های  فوق تا چه میزان در کشور در دسترس هستند را نمی توان در این مقال مورد بحث قرار داد و یقینا متولیان و کارشناسان شاغل در صنایع دفاع خواهند توانست خود در این مورد به قضاوت بپردازند.

ولی ذکر یک نکته در مورد این موشک ها ضروری است:

موشک های کروزی که برای حمله به اهداف زمینی استفاده می شوند نیازمند پشتیبانی از طرف یک سیستم ماهواره ای می باشند. چراکه این موشک ها برای رسیدن به اهداف خود لازم است تا در ارتفاعات پایینی پرواز کنند و به همین جهت باید نقشه پستی و بلندی ها  و عوارض زمینی را در لحظه پرتاب داشته باشند تا هم از برخورد با این موانع ایمن باشند و هم از این عوارض زمینی برای یافتن مسیر خود و تصحیح آن بهره بجویند.

ناگفته پیدا است که دسترسی به این اطلاعات منحصر به کشورهای معدودی است و در صورتی که ایران بخواهد از چنین سیستم های تسلیحاتی بهره مند شود باید برای این موضوع چاره جویی کند.      

نویسنده: سید احسان صدر

منبع:آویا



.[1] البته اين موشك ها عمدتا كوچك و داراي برد كمي هستند،‌و معمولامسير از پيش برناه ريزي شده اي را تا هدف طي مي كنند و نمي توانند خود را در فاز ترمينال خيلي با هندسه و موقعيت هدف تطبيق دهند.  


+ نوشته شده در  شنبه 2 تیر1386ساعت 23:2  توسط اميرحسام ملائي يگانه  |